خاطره ی از خاطره شهيد اسماعيل فرجواني به نقل از برادر بسیجی مرتضی سمندی

با تعدادی از برادران گردان جهت رفتن به مرخصی همراه شدیم؛ حاج اسماعیل فرجوانی (فرمانده گردان) هم در بین ما بود ولی ایشان می خواستند جهت انجام کاری به مقر لشکر بروند.
همه ی بچه ها سوار لندکروز شدند و حاجی هم خود را عقب ماشین در بین بچه ها جا داد. یکی از برادران به ایشان گفتند: «حاجی شما فرمانده ی ما هستید، اینجا در خور شخصیت شما نیست» حاجی در جواب گفتند:
« جا به ما شخصیت و ارزش نمی دهد بلکه جا با وجود ما ارزش می یابد».

خاطره شهيد اسماعيل فرجواني به نقل از برادر بسیجی مرتضی سمندی

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ دوشنبه 6 آذر 1396  ] [ 11:11 ب.ظ ] [ ]

کلامی از شهيد جهانگير ايزدي


پيام من به ملت شهيدپرور ايران اين است كه راه شهيدان را دنبال كنند تا يك وقت خداي ناكرده، خون اين شهيدان پايمال نشود. بايد هر چه در توان است از خون شهيدان پاسداري كرد تا در دنيا تا ابد اسم شهدا به جا ماند .
 شهيد جهانگير ايزدي

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ دوشنبه 6 آذر 1396  ] [ 11:08 ب.ظ ] [ ]

خاطره ی از شهید شاهرخ ضرغام


در درگیری های مسلحانه ای که پیش می آمد، باز هم شاهرخ جلوتر از بقیه بود. یکبار یکی از مسئولین کمیته به شاهرخ گفت: چرا شما در درگیری های مسلحانه سنگر نمی گیری، مگر دوره آموزشی سربازی نرفته ای؟ شاهرخ هم گفت: خداروشکر، من برای شاه سربازی نکردم. من سرباز فراری بودم. کسی هم جرات نداشت منو بگیره، حالا هم با افتخار می گم که؛ من سرباز خمینی ام. شاهرخ مطیع بی چون و چرای ولایت بود. وقتی امام (ره) پیام می داد لحظه ای درنگ نمی کرد. می گفتم: امام دستور داده باید اجرا شود. می گفت: من نوکر امام هستم. آقا دستور بده هر کاری باشه انجام می دم.
شهید شاهرخ ضرغام
منبع : کتاب شاهرخ حُر انقلاب اسلامی

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ دوشنبه 6 آذر 1396  ] [ 11:07 ب.ظ ] [ ]

کلامی از شهيد مرتضي جاويدي


دست نوشته ای کوتاه از شهید مرتضی جاویدی:
نمیدانم من چکار کرده ام که شهید نمیشوم
شایدقلبم سیاه است.
خدارحمت کند حاج مجید ستوده را ،وقتی باهم
صحبت میکردیم می گفتیم اگر جنگ تمام شود ما
زنده باشیم چکار کنیم ؟
شهيد مرتضي جاويدي

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ دوشنبه 6 آذر 1396  ] [ 11:06 ب.ظ ] [ ]